امپراتوری مخفی ساختهشده از نفت و تاریکی
تحقیقات، شبکهای پنهان از شرکتهای صوری، افراد جعبهای و ساختارهای فراساحلی را توصیف میکنند که مجتبی خامنهای، رهبر جدید انقلاب اسلامی، را به مجموعهای از املاک لوکس از لندن تا دبی و مدیترانه متصل میکند. هیچکدام از این داراییها به نام خودش نیست؛ آنها از طریق لایههای شرکتهایی ثبتشده در بریتانیا، سوئیس، لیختناشتاین، امارات متحده عربی و دیگر حوزههای قضایی که تخصصشان تبدیل قدرت سیاسی به املاک ناشناس است، عبور میکنند.
املاک مرتبط با حلقه اطرافیانش در خیابان بیشاپس اونیو لندن – معروف به «راسته میلیاردرها» – به تنهایی بیش از صدها میلیون دلار ارزش دارند، با حداقل یک عمارت که به دهها میلیون دلار خریداری شده است. مجموعه گستردهتر خانههای لوکس، هتلها و املاک تجاری در سراسر اروپا در گزارشها به صدها میلیون یورو تخمین زده شده که از طریق نهادهایی مانند شرکتهای تفریحی و سرمایهگذاری و دیگر وسایل فراساحلی مرتبط با تاجران ایرانی نزدیک به رژیم هدایت میشوند.
این شبکه به طور گسترده متهم است که عمدتاً از درآمدهای نفتی تأمین میشود که هرگز از بودجه ملی شفاف عبور نمیکنند. در عوض، آنها بیصدا از طریق بانکهای خارجی جابهجا میشوند، در حالی که در داخل ایران، رسانههای دولتی مردم را به «اقتصاد مقاومتی» و «زندگی اسلامی ساده» موعظه میکنند.
هتلها و اقامتگاهها: از فرانکفورت تا مایورکا
تصویری که پدیدار میشود، نه از پسر یک روحانی انقلابی با زندگی ساده، بلکه از یک سرمایهگذار هتلدار فراملی است که داراییهایش در نقشه گردشگری اروپا پراکنده شدهاند. گزارشها چندین دارایی کلیدی را شناسایی میکنند:
- یک هتل پنجستاره برندی هیلتون نزدیک فرانکفورت، که به عنوان بخشی از شبکه املاک مرتبط با اطرافیان مجتبی ذکر شده است.
- هتلهای اضافی برندی هیلتون و هتلهای سطح بالا در آلمان که در تحقیقات به عنوان کنترلشده از طریق شرکتهای صوری و واسطهها ذکر شدهاند.
- یک اقامتگاه گلف در مایورکا، اسپانیا – به طور خاص هتل و اقامتگاه اشتایگنبرگر کمپ ده مار، یک مجموعه بزرگ ساحلی گلف – که پوشش اسپانیایی آن را به عنوان بخشی بالقوه از شبکه خامنهای از طریق ساختارهای فراساحلی مبهم توصیف کرده است.
- یک هتل اسکی در اتریش و دیگر املاک اقامتی نوع ریزورت در مناطق آلپی، که دوباره در سطح مالکیت واقعی و نه عنوان اسمی مرتبط هستند.
پوشش اسپانیایی تأکید میکند که چگونه اقامتگاه کمپ ده مار در همان صورتفلاک شرکتی عمارتهای لندن و هتلهای آلمانی ظاهر میشود و بخشی از آنچه آنها «امپراتوری جهانی املاک» مجتبی خامنهای مینامند را تشکیل میدهد. پوشش آلمانی و منطقهای با ارجاع به تحقیقات مالی، به املاک هیلتون در فرانکفورت و دیگر شهرهای آلمان، و همچنین یک مرکز خرید بزرگ، به عنوان قطعات همان پازل اشاره میکنند.
در حالی که هر رسانه مراقب است بگوید که روی کاغذ، مالکیت با تاجران و شرکتهای هلدینگ مختلف است، الگو – مدیران مشترک، تأمین مالی همزمان و زمانبندی خریدها – باعث شده محققان مجتبی را «مالک پنهان» مجموعهای از املاک گردشگری و تجاری برتر توصیف کنند. آن تاجران علناً هرگونه ارتباط را انکار کرده و قول مقابله با تحریمها را دادهاند، اما مقامات اروپایی قبلاً آنها را دقیقاً به دلیل عمل به عنوان وکلای نیابتی نخبگان ایرانی تحریمشده هدف قرار دادهاند.
داراییهای منتخب در برابر زندگی روزمره ایران
| دستهبندی | نمونه دارایی / شاخص | مکان / معیار |
|---|---|---|
| هتل لوکس | هتل پنجستاره برندی هیلتون مرتبط با شبکه مجتبی | فرانکفورت، آلمان |
| اقامتگاه مدیترانهای | هتل و اقامتگاه اشتایگنبرگر کمپ ده مار، ریزورت گلف ۱۶۴ اتاقه | مایورکا، اسپانیا |
| املاک اروپایی | عمارتهای راسته بیشاپس اونیو به ارزش بیش از صدها میلیون دلار | لندن، بریتانیا |
| شبکه املاک گسترده | پورتفولیو هتل و املاک در سراسر اروپا حدود ۴۰۰ میلیون یورو | آلمان، اسپانیا و غیره |
| تورم ایران ۲۰۲۵ | تورم در محدوده بالای ۴۰ درصد | سراسر ایران |
| خانوارهای زیر خط فقر | بیش از ۸۰ درصد تخمیناً زیر معیار فقر جهانی | سراسر ایران |
اقتصادی در حال غرق شدن در حالی که حلقه رهبر اوج میگیرد
برای درک عمق این تناقض، باید ثروت ادعایی مجتبی خامنهای را در دل فروپاشی اقتصادی ایران قرار دهیم. در سالهای اخیر، ایران از ترکیبی سمی از تحریمها، سوءمدیریت، خویشاوندبازی و فساد ساختاری رنج برده که زندگی روزمره را به بحران دائمی تبدیل کرده است.
ارزیابیهای مستقل در سال ۲۰۲۵ گزارش دادند که بیش از ۸۰ درصد خانوارهای ایرانی اکنون کمتر از آستانه فقر جهانی درآمد دارند، رقمی تکاندهنده برای کشوری که همچنان میلیاردها دلار از نفت و گاز درآمد دارد. تورم بالای ۴۰ درصد باقی ماند، با تخمینها در محدوده بالای ۴۰ درصد در اواخر ۲۰۲۵، که به طور بیرحمانه حقوق واقعی و پساندازها را فرسایش میدهد. ریال به贬值 ادامه داد و کالاهای وارداتی – از دارو تا اقلام غذایی اساسی – را دردناک گران کرد، در حالی که اقتصاد با انقباض و رکود در چندین سال روبرو بوده است.
نهادهای رسمی گاه اعداد خوشبینانهتری منتشر میکنند و دورههایی از رشد حدود ۵ درصد را جشن میگیرند و چند درصد رشد برای سالهای آینده را پیشبینی میکنند که عمدتاً توسط نفت و خدمات هدایت میشود. اما این ارقام عنوانی یک حقیقت مرکزی را پنهان میکنند: هر رشدی که وجود دارد، توسط نخبگان باریک اطراف دفتر رهبر انقلاب، کنگلومراهای سپاه پاسداران و الیگارشهای تحریمشده تصاحب میشود، نه توسط پرستاران، معلمان و کارگران کارخانه که به فقر سقوط میکنند.
در چنین محیطی، یک ویلای لندن به قیمت بیش از ۴۰ میلیون دلار، به طور خام، بیش از عمر درآمد صدها کارگر ایرانی را نشان میدهد. یک اقامتگاه ۱۶۴ اتاقه در زمین گلف اسپانیا توسط اقتصادی تأمین میشود که میلیونها خانوار در آن گوشت، تخممرغ و میوههای اساسی را برای فرزندانشان جیرهبندی میکنند.
جهانهای موازی: پسر رهبر و خانوار متوسط
این سیستم دو اقتصاد موازی تولید میکند که تقریباً هرگز به هم نمیرسند. در یکی، پسر رهبر انقلاب سرمایه را با کمک بانکداران خصوصی در زوریخ، لندن و دبی جابهجا میکند و به هتلهای برندی هیلتون و اقامتگاههای مدیترانهای از طریق شرکتهای صوری که بهترین وکلای جهان را میخرند، سرمایهگذاری میکند. در دیگری، ایرانیان عادی دو یا سه شغل را اداره میکنند و همچنان زیر خطوط فقر جهانی سقوط میکنند و قادر به برنامهریزی بیش از چند هفته نیستند.
برای یک خانوار شهری معمولی در ایران امروز، اجاره و غذا بیش از نیمی از درآمد ماهانه را میبلعد، به ویژه پس از چندین دور قطع یارانهها و آزادسازی قیمتها. خانوادهها درمان پزشکی را به تعویق میاندازند، ازدواج را به تأخیر میاندازند و رؤیای خانهداری را رها میکنند – در حالی که رسانههای دولتی تصاویر سخنرانیهای «ضد امپریالیستی» رهبرانی را پخش میکنند که ظاهراً فرزندانشان قطعات اقتصاد گردشگری غربی را که محکوم میکنند، در اختیار دارند.
اتفاقی نیست که بسیاری از سرمایهگذاریهای ادعایی مجتبی خامنهای در گردشگری و مهماننوازی است. درآمدهای گردشگری به ارزهای قوی محاسبه میشود، از سقوط ریال مصون است و هتلها میتوانند به عنوان کسبوکارهای مشروع با شرکای «مستقل» ساختاربندی شوند – وسیلهای ایدهآل برای پارک کردن و پولشویی سرمایه سیاسی انباشتهشده از طریق معاملات نفتی مبهم. هر اتاق رزروشده در هتلی در فرانکفورت یا ریزورتی در مایورکا، معماری مالی را تقویت میکند که ثروت ایرانی را فراساحلی و خارج از نظارت عمومی نگه میدارد.
اقتصاد سیاسی مصونیت
هسته این رسوایی نه تنها ثروتمند بودن یک نفر است؛ بلکه ثروتش به طور ساختاری به مدلی اقتصادی گره خورده که رفاه ملی را برای حفظ رژیم قربانی میکند. تحریمها برای حلقه داخلی نه تنها مانع، بلکه فرصتی تجاری نیز هست، زیرا ارزش قاچاق، صادرات نفت سایه و امور مالی غیررسمی را افزایش میدهد – همه کانالهایی که توسط شبکههای وفادار به رهبر انقلاب کنترل میشوند.
در چنین سیستمی، شفافیت تهدید است. هر تلاش جدی برای ردیابی درآمدهای نفتی، حسابرسی بنیادهای مذهبی یا تنظیم کنگلومراهای متعلق به ارتش، جریانهایی را که شبکه املاک مجتبی خامنهای را تغذیه میکنند – از «راسته میلیاردرها» لندن تا ساحل کمپ ده مار – آشکار میکند. به همین دلیل است که لفاظی ضدفساد در داخل ایران تقریباً هرگز دفتر رهبر انقلاب یا خانوادهاش را لمس نمیکند، حتی در حالی که به طور نمایشی به بانکداران سطح متوسط یا مقامات محلی حمله میکند.
آنچه این لحظه را متفاوت میکند، این است که تحقیقات از خارج میآیند. کاوشهای مالی و ژورنالیستی بینالمللی شروع به نقشهبرداری از تار عنکبوتی شرکتهای صوری، وکلای نیابتی و املاک کردهاند و دولتهای خارجی را وادار به روبرو شدن با سؤال ناخوشایندی میکنند: چقدر از بازارهای مالی و املاک خودشان به طور آرام توسط رژیمی تصاحب شده که منتقدانش را زندانی، شکنجه و کشته میکند؟
برای ایرانیان تبعیدی، پاسخ انتزاعی نیست. بسیاری از ما برای پرداخت اجاره در همان شهرهای اروپایی تلاش میکنیم که پسر رهبر ظاهراً هتلهای لوکس و ویلاهای چند میلیون یورویی را در اختیار دارد، و مدارک پناهندگی ما توسط همان کشورهایی صادر شده که دفاتر ثبت اسنادشان به پناه دادن به ثروت مردانی که از آنها گریختیم، کمک میکند. هر سندی که در یک ثبت اروپایی کشف شود، مدرک دیگری است که فساد جمهوری اسلامی نه تنها یک تراژدی ایرانی است – بلکه یک صنعت جهانی است، با شعبههایی در فرانکفورت، مایورکا، لندن و فراتر از آن.